پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
267
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
صوفيان تنها زبان معتبر در بعضى سطوح مراتب است . و به همين سبب است كه تحقيق ما ، پس از تحليل اصطلاحات ، اكنون جنبهء استعارى زبان عرفانى را حوزهء بررسى خود مىسازد ، يعنى تمثيلات و نمادهايى كه در تجربه زاده مىشود و صوفى از طريق آنها چيزى دربارهء اين تجربه مىگويد كه به يارى اصطلاحات نمىتوان گفت ، چه به سبب آنكه اصطلاحات وافى به مقصود نيست ، و چه ، مخصوصا ، به سبب آنكه زياده اختصاصى است و روح اين يا آن صوفى را كه با زبان اشاره آسانتر بيان مقصود مىكند خرسند نمىسازد . بنابراين ، فصل حاضر در دو بخش بسط مىيابد . در بخش اول ، موضوع ما استعاراتى است كه صوفى براى متصوّر ساختن مراحل مختلف تجربهء خود به آنها توسّل مىجويد . در اين بخش ، هدايت كنندهء ما ابوالحسن نورى است كه از او رسالهاى در دست داريم كه تماما به زبان استعارى نوشته شده است . سپس ، در بخش دوّم ، در پايان اين جنبش بيان تجربه ، يعنى در قلّهء آن ، جاى مىگيريم ؛ در آنجا نماد جانشين استعاره مىشود . آثار نفّرى گوياترين نمونهء آن است . پيش از آنكه به بررسى آثار اين دو نويسنده بپردازيم ، بايد تصريح كنيم كه مراد ما از تمثيل و نماد چيست . تفاوت ميان آنها را از جنبهء نسبت آنها با تجربه در نظر مىگيريم و مىگوييم كه اين نسبت در مورد تمثيلها بيرونى و در مورد نمادها درونى است . در حقيقت تمثيلها توصيفاتى است كه صوفى از طريق آنها مىكوشد تا به عناصر روحانى تجربهاى كه در آن زيسته و از آن درگذشته است هيئتى ملموس ببخشد ؛ اين تجربه از آن خود اوست ، ولى ممكن است از آن ديگران نيز باشد ، و اين معنى خارجيّت تمثيل را نسبت به تجربه بيشتر نشان مىدهد . تمثيل غالبا مثل است و مفهوم آن را مىتوان ، در بيشتر موارد ، به زبان انتزاعى ترجمه كرد . قرآن اين تمثيلات را « امثال » مىنامد ، يعنى تشبيهاتى كه هدف آنها اساسا تعليمى است : يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ : خدا براى مردم مثلها مىآورد ( ابراهيم ، 25 ) ؛ ضَرَبَ لَكُمْ مَثَلًا مِنْ أَنْفُسِكُمْ : براى شما از خودتان مثل مىآورد ( روم ، 28 ) . حكيم ترمذى مثل را چنين تعريفمىكند : « تمثيل چيزى نمونهء ( « نموذج » ) آن است . خدا چيزى را كه در حال حاضر پوشيده است ذكر مىكند و آن را با چيز ديگرى كه آشكار و شناخته است وصف مىكند تا انسان با آن به چيز پوشيده راهنمايى شود . » « 2 » اين تعريف كتاب معرفة الاسرار را ترمذى در كتاب الامثال « 3 » خود به تفصيل توضيح مىدهد . مىنويسد : « بدان كه مثل را براى كسى
--> ( 2 ) . كتاب معرفة الاسرار ، نسخهء خطى قسطمونى ، شمارهء 2713 ، برگ 215 الف . سلمى اين تعريف را به شكل خلاصهء آن مىآورد : « الامثال تصوير ما فى الغيب » ؛ نگاه كنيد به : حقائق التفسير ، در تفسير آيهء 74 ، سورهء نحل . ( 3 ) . نسخهء خطى پاريس ، كتابخانهء ملى ، شمارهء 5018 ، برگ 141 ب ( نسخهاى است به خطّى تقريبا ناخوانا ) .